زخم های جاوید

 

زندگی پر است از فراز و فرود ، پستی و بلندی ، بالا و پایین ، زیبا و زشت

 

فقیر و غنی و ........ .

 

توی این ناهمواری ها روح آدم زخمی می شه

 

زخم هایی که هیچ چیز التیامشون نمی ده

 

زخم هایی که تا ابد باقی می مونند

 

گاهی کمرنگ می شن اما هنوز هستن و گاهی هم بعد از مدتی چنان

 

سر باز می کنن که از هر زخم تازه ای دردناک تر و الیم تر می شن

 

بعضی وقتها آدم ها فکر می کنن درد هاشون سخت ترین درد روی

 

زمینه ! و بعضی ها بعضی ها رو مسخره می کنن بابت زخم های پیش

 

پا افتاده ، ولی باید دونست هر کسی از منظر خودش و با طرز تفکر

 

خودش به دنیا نگاه می کنه . باید به همه اهمیت داد ( اهمیت دید ! )

 

واقعا همچین چیزی می شه ؟

 

هر چیزی ممکنه !!!  

 

بنی آدم اعضای یک پیکر اند ؟

 

واقعا دگر عضو ها رو نماند قرار ؟ یا اینکه :

دگر عضو ها را نباشد قرار ؟   یا  :

دگر عضو ها بکنند فرار ؟!

....

 

نمی دونم چرا اینا رو دارم مینویسم

 

دلم از زمونه پر شده ، هی خودت رو به کوچه علی چپ می زنی

 

نمی شه . یکی به داد فریاد های بی صدای ما برسه !

 

آی آدم ها که .... بساط دلگشا و از این جور چیزا دارید !

 

یکی داره جون می ده ؟!!  یکی محتاج چندرغاز یا چندرگاز یا چندرقاز

 

توجه هه   !

 

تو خاموشی که بخواند ؟ ( کی من ؟ )

 

تو میروی که بماند ؟ ( با کی هستم ؟)

 

که بر نهالک بیچاره ما که دیگه زرد و فرتوت شده حال داره ترانه بخونه ؟

 

کجاست اون آدم سرخوش که از معاشقه سرو و قمری و لاله

 

سروده ها بسرایند ژرف تر از خواب و زلال تر از آب !

 

گویا کسی است که می خواند !

 

حالا چی می خونه و واسه چی می خونه مهم نیست ؟ هست ؟ ؟؟؟

 

فکر کنم قاطی کرد م !

 

بیخیال همون بهتر که آپ نکنم !

 

دیوانه چو تیمارستان ببیند نمی دونم چه عکس العملی نشون می ده

 

خوشش می آید یا اینکه بدش می آید ؟!!

 

حالا پیدا کن گوجه فروش را که پرتغال ( البته مصریش ) باید بره کنار

 

بوق بزنه بعد افسر هم بیاد جریمش کنه و با اعصاب خورد بره خونه

 

با خونه دعوا کنه بعد بگیره بخوابه و فردا با روحیه تازه و بشاش

 

بره سر کار  و ..... !!

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟