دیوانه ۱

درددرددرددرددرددرددرددرددرددرددرددرددارد

دیگر عاشقانه هایم را برای خود نگه می دارم

شاعرانه هایم را که در گلو خفه کردند

عشق دارد میمیرد

کمکش نکنید

بگذارید بمیرد

پرنده ای که قصد صیاد دیگری دارد

و به دنبال گوشت می گردد

خود صیاد است و صیاد صید اوست

اینجا آفتاب دارد

گرم است

ماه دارد

زیباست

درد دارد

زیاد است

شهر ما دارد میمیرد

رهایی نیست

عاشق ندارد

دیوانه ندارد

غم دارد

تنهایی دارد

خنده های بیخودی دارد

حسادت دارد

دشمنی دارد

برداشت های غلط دارد

آسمان شبیه آبی دارد

مردم خاکستری دارد

دوستی های از تهی لبریز دارد

بیماری دارد

فقر دارد

ثروت دارد

گرسنگی دارد

دود دارد

سرطان دارد

قلب شکسته دارد

و  ادامه دارد.....