شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 27 آبان ماه سال 1386

امروز می خوام در مورد مسکن بنویسم

خوب عزیزای من شما می تونید از پول هایی که می گیرید (اعم از حقوق بخور و نمیر ، پول زور ،

 پول تو جیبی ،پول کثیف !! ، باج ، خراج ، فطریه، کمک های کمیته امداد ، پول های صندوق

صدقات و  .....) یه مقداری هم پس انداز کنید .

کافی که غذا نخورید بعد می تونید پول غذا رو نگه دارید بعد جمع کنید بذارید بانک مسکن

بعد از اینکه سالهای زیادی گرسنه موندید و دیگه هیچ توانی نداشتید شما می تونید وام خرید

مسکن بگیرید (چه سعادتی) بعد با ۱۸ میلیون تومن برید اگه تونستید خونه که نه

 آلونک هم اجاره کنید بیاید به من هم بگید که ببینم کجا آدم با انصاف پیدا شده ؟!!

حالا که با این پولها خونه یه متری هم نمی شه خرید ( بی انصافی نکنید به این دلیل نمی شه

خرید که خونه یک متری نداریم) پس می ریم سر اجاره مسکن

طرز اجاره مسکن :

۱ - برای این کار ابتدا بایستی مقداری نامتناهی پول داشته باشین

۲ - پول های خود را به توان برسانید و به دنبال خانه مورد نظر البته با توجه به پولتان بگردید

۳ - بعد از یافتن خانه مورد نظر از عنصر التماس و زانو در مقابل بنگاهی و صاحب خانه استفاده

نمائید

۴ - یادتان باشد پول های داده شده به صاحبخانه پس داده نمی شود

۵ - حالا می توانید با گذاشتن بچه هایتان خانه اقوام در منزل نو سکنی گزینید

۶ - در خانه جدید کارهای زیر را انجام ندهید :

- دویدن

- صحبت کردن

- تماشای تلویزیون

- گوش دادن به موسیقی

- مهمان دعوت کردن

- راه رفتن

- تابلو ر دیوار نصب کردن

و........

در صورت رعایت موارد بالا می توانید در این خانه تا مدتی زنده بمانید .

 

 

سه شنبه 22 آبان ماه سال 1386

دلم تنگ است

 

نمی دانم که تنگ کیست

 

فقط تنگ است

 

 

یکشنبه 20 آبان ماه سال 1386

دوران یخبندان احساسات است

عصر یخبندان تازه ای آغاز شده است

شاید زمان مرگ قو آمده است

دیگر اینجا احساسات و عواطف بشری جایگاهی ندارند

چیزی که هست یاس و خستگی و بی انگیزگیست

فریاد هامان به گوش کسی نمیرسد

اینجا صدا ها انعکاس ندارند ، خفه می شوند

نیمه تاریک دنیا

نیمه تاریک دنیا

می ترسم ، می ترسم ، و نمی ترسند و نمی ترسند

دلهره آورست ، صدای زجه های باران اسیدی

سوراخ لایه ازن

 اقیانوسهای خالی از وال

انقراض یک نسل

سیاهچاله

گرسنگی

مرگ

جنگ

بمب گذاری

وحشت

ترس

کودک

کابوس ، کابوس ، کابوس

 

چهارشنبه 16 آبان ماه سال 1386

گاهی چنان غرق در دیگران می شوم که فراموشت می کنم

من تو را دوست دارم

مدتی است که نتوانسته ام نوازشت کنم

دست بر روی موهایت بکشم

لمست کنم

بویت کنم

حیف که نتوانسته ام تو را خوب درک کنم

اما تو

 همچنان سرکش هستی

آزاد

وقتی می بینم دست دیگری چنان آرامی

 پر غرور ی و با عظمت

خوش طنین

به خودم می گویم حتما کاستی از سمت من است

آری من سستم

آنی نیستم که تو می خواهی

شاید لایق تو نسیتم

هنوز هم می خواهم ببویمت

صدایت را بشنوم

کاش با من هم مدارا می کردی

ویولن زیبای من

 

ای *پهنو*

چهارشنبه 9 آبان ماه سال 1386

به یادت داغ بر دل می نشانم

زدیده خون به دامن می فشانم

چو نی گر نالم از سوز جدایی

نیستان را به آتش می کشانم

به یادت ای چراغ روشن من

ز داغ دل بسوزد دامن من

ز بس در دل گل یادت شکوفاست

گرفته بوی گل پیراهن من

همه شب خواب بینم خواب دیدار

دلی دارم دلی بی تاب دیدار

تو خورشیدی و من شبنم چه سازم

نه تاب دوری و نه تاب دیدار

سری داریم و سودای غم تو

پری داریم و پروای غم تو

غمت از هر چه شادی دلگشا تر

دلی داریم و دریای غم تو

 

- سکوت

 

 

یکشنبه 6 آبان ماه سال 1386

دیروز داشتم مطلب رو تایپ می کردم تا وبلاگم رو آپ کنم

یه عالمه نوشتم وقتی اومدم انتشار بدم ، کانکشن قطع شد

بعد پیش خودم فکر کردم چقدر جالب بود اگه یه روز اهالی این وبلاگ ها جایی جمع می شدن و

همدیگر و می دیدن

خیلی جالب بود ، من هم قوه تخیلم رو بکار بستم و یکی یکی دوستان رو مجسم کردم

 

عکستونو گرفتم ، حالا خودتون خودتون رو پیدا کنید

 

سه شنبه 1 آبان ماه سال 1386

دوست دارم شعری از مولانا بنویسم که خیلی دوستش دارم :

 

هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی

برسد به یار دلدار بکند خدا خدایی

به مقام خاک بودی سفر نهان نمودی

چو به آدمی رسیدی هله تا به این نپایی

تو مسافری روان شو سفری بر آسمان کن

تو بجنب پاره پاره که خدا دهد رهایی

سفری روی به مغرب سفری روی به مشرق

سفری به عرش اعلی که زنور اولیایی

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

مفروش خویش ارزان که تو بس گرانبهایی

به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی

در خیبر است بر کن که علی مرتضایی

صنما تو همچو شیری من اسیر تو چو آهو

به جهان که دید صیدی که بترسد از رهایی

همگی وبالم از تو به خدا بنالم از تو

ز همه جدام کردی زخودم مده جدایی